Also known as Hamidreza Eslam, Hamidreza Eslam Khajehvand, and حمیدرضا اسلام خواجه‌وند.

سخت‌ترین بخش نوآوری اغلب بعد از کار کردن علم آغاز می‌شود

سخت‌ترین بخش نوآوری اغلب بعد از کار کردن علم آغاز می‌شود.

ممکن است فناوری از نظر علمی اعتبارسنجی شده باشد. نمونه اولیه دقیقاً مطابق انتظار عمل کند. پایلوت تأیید کند که مفهوم بنیادین کار می‌کند.

اما هیچ‌کدام از اینها، به‌تنهایی، به سؤالی که سرمایه‌گذار صنعتی در نهایت باید بپرسد پاسخ نمی‌دهند:

آیا این فناوری می‌تواند به یک عملیات صنعتی پایدار تبدیل شود؟

از آن نقطه، سؤال‌ها عوض می‌شوند.

آیا فرآیند بدون از دست دادن عملکرد یا یکنواختی مقیاس‌پذیر است؟

اقتصاد واحد در مقیاس صنعتی چه می‌شود؟

برای رسیدن به تولید تجاری واقعاً چقدر سرمایه لازم است؟

کدام مفروضات فنی هنوز حل‌نشده‌اند؟

آیا زنجیره تأمین قابل اتکاست؟

مالکیت فکری با کیست، ریسک اجرا را چه کسی برمی‌دارد، و وقتی مفروضات شکست می‌خورند چه کسی پاسخگوست؟

این سؤال‌ها به مرحله دیگری از مسیر تعلق دارند.

آزمایشگاه عدم‌قطعیت علمی را کاهش می‌دهد.

صنعتی‌سازی باید عدم‌قطعیت سرمایه‌گذاری را کاهش دهد.

و این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.

این یکی از مسائلی است که هم از مسیر صنعتی و هم در پژوهش DBA با دقت بررسی کرده‌ام.

بیش از پیش معتقدم بسیاری از فناوری‌های نویدبخش به‌خاطر ضعف علم شکست نمی‌خورند.

متوقف می‌شوند چون گذار از علم اعتبارسنجی‌شده به یک پروژه صنعتی قابل سرمایه‌گذاری به‌درستی طراحی نشده است.

سرمایه به‌تنهایی این گذار را حل نمی‌کند.

آنچه لازم است فرآیندی ساخت‌یافته است برای تبدیل شواهد علمی و فنی به شواهد فنی، تجاری، مالی و حاکمیتی که تصمیم سرمایه‌گذاری صنعتی به آن نیاز دارد.

و سؤالی که مایلم دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن بشنوم این است:

شما چالش بزرگ‌تر را کجا دیده‌اید — اثبات اینکه فناوری کار می‌کند، یا تبدیل فناوری اثبات‌شده به یک پروژه صنعتی قابل سرمایه‌گذاری؟

LinkedIn